![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
پ.پ.ن:
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود!
من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
قفسم برده به باغی و درش باز کنيد!
پ.ن:
فعلن همین!
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیآموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

پ.ن:
از خواجه عبدالله انصاری قابل توجه همه عاشقان! از هرنوع عشقی!!
پ.پ.ن:
۱.قمری آوازخوان را زندگانی در قفس بخت است!
شب٬ از آن شبهای سخت است!
۲.دوشم نويد داد عنايت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم!
۳.آسمانا دلم از اختر و ماه تو گرفت
آسمان دگری خواهم و ماه دگری...
مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عَاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ، فَمِنهُم مَن قَضَی نَحبَهُ
وَ مِنهُم مَن یَنتَطِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبدیلاً(23)
لِیَجزیَ اللهُ الصَّادِقینَ بِصِدقِهِم وَ یُعَذِّبَ المُنَافِقینَ إِن شاءَ أَو یَتُوبَ عَلَیهِم
إِنَّ اللهَ کَانَ غَفُوراً رَحیماً(24)
«سوره احزاب»
از میان مؤمنان مردانی اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند. برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی از آن ها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.(۲۳)
تا خدا راستگویان را به [پاداش] راستی شان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد، عذاب کند یا برایشان ببخشاید، که خدا همواره آمرزنده مهربان است.(۲۴)
پ.ن:
1. شیر خدا و رستم دستانم آرزوست...
2. یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض.
3. در این خمار کسم جرعهای نمیبخشد
ببین که اهل دلی در میان نمیبینم.
4. زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست.
5. سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود.
6. حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست...
7. قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه میباید خرید.
8. با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست!
9. در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد...
10. گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن...
پ.پ.ن:
که خدا همواره آمرزنده مهربان است...