![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند!
پ.ن:
غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند...
حافط، جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمی کنم.

پ.ن:
می روم اجازه کربلا بگیرم!