![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
يك آن از آن دقايق نابم غزل نشد
آميزه خيالم و خوابم غزل نشد
انگيزه اي نماند كه پي ياب خود شوم
در آينه حضور و غيابم غزل نشد
حالي شبيه حال غزل يافت مي نبود
حتا تظاهر تب و تابم غزل نشد
شرجي گواه من كه به هر سو شتافتم
روحم عرق نريخت سرابم غزل نشد
هم نيمه جدال پسندم سكوت كرد
هم نيمه هميشه مجابم غزل نشد
قليان به طفل هر شبه اش اعتنا نكرد
و سعي شصت ساله شرابم غزل نشد
در خود گريستم كه به آخر رسيده ام
يك كهكشان شهاب مذابم غزل نشد
پرسش تويي اگرچه جوابم غزل نشد
پرسش تويي اگرچه جوابم غزل نشد
محمد علي بهمني
پ.ن:
رفاقتی که بالا پایین نداشته باشه، رفاقت نیست، توهمه!
«به خدا راست گفتی! این شش هفت سال درس جز چند کیلو چربی، چیزی به ام اضافه نکرده. هر کس دیگر هم جز این بگوید، گه زیادی خورده!»
نیمه غایب/ حسین سناپور