![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

پیرمرد چشم ما بود...
پ.ن:
پدربزرگ عزیزمان به سه فرزند شهیدش پیوست!
دست نوشته های قدیمی ۲
قسمت هایی از سرمقاله ویژه نامه ۲۲اسفند، ویژه نامه ای که هرگز منتشر نشد.
فروردین۸۵
...
دیگر با چه امیدی نقطه را منتشر کنیم؟ دانشگاهی که مدیر امور فرهنگی و فوق برنامه اش وقیحانه دروغ می گوید، ستاد محرمانه تشکیل می دهد، کار ظاهرن فرهنگی را با تدابیر امنیتی انجام می دهد و عده ای از دانشجویان را (با هر عقیده ای) معاند می خواند، دانشگاهی که حرف و قول و امضای معاون دانشجویی اش ذره ای ارزش و اعتبار ندارد، دانشگاهی که رئیسش برای حفظ صندلی اش حاضر است از هر چیزی حتی شهید گمنام هزینه کند، دانشگاهی که رئیسش مرعوب کوتوله ای سیاسی به نام مهرداد بذرپاش است، دانشگاهی که عده ای متحجر در بصیج* دانشجویی اش جمع شده اند و به پشتوانه مشاور رئیس جمهور و معاون اجرایی نهاد هر غلطی که می خواهند می کنند، آن وقت هزینه اشتباهات و لج بازی هایشان را از آبروی انقلاب و شهدا می دهند.
....
شاید تنها کوتاهی ما از سکوتی که قول داده بودیم، گریه ها و ناله هایمان در آن روز بود. باشد، از این به بعد اشک ها و ناله هایمان را هم پنهان می کنیم.
....
* بسیج لشکر مخلص خداست و بصیج پوستینی وارونه در دست این ها
پ.ن:
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست .. در حق ما هرچه گوید، جای هیچ اکراه نیست
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر میکنيم!
پ.ن:
اي کاش اين نفس که بر آمد، فرو رود...
گفت:«مشق نام لیلی می کنم»
پ.ن:
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی...
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است!
پ.ن:
دردم نهفته، به ز طبیبان مدعی ... باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند
دست نوشته های قدیمی ۱
آلودگی نوری را شنیده اید؟ ستاره شناسان خوب می شناسندش. مثل همه آلودگی های دیگر از اثرات شهر نشینی است. به خاطر چراغ های زیادی که در شهر روشن است، در آسمان نمی توان ستاره ها را به خوبی دید.
عجیب آسمان دلمان آلوده شده، آنقدر که ستاره را از کرم شب تاب تشخیص نمی دهیم!
پ.ن:
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام ... گفتا مناش فرمودهام تا با تو طراری کند
آن تلخوش که صوفی "ام الخبائثش" خواند
اشهی لنا و اهلا من قبلة العذارا!
پ.ن:
دریادلی بجوی، دلیری، سرآمدی...