تبليغاتX
من،بی‌نقاب
من، بی نقاب
وب‌نوشته‌های عبدالحمید روزی‌طلب!

درد می کند بدجور...

پ.ن:
طوری که روی دشت هستی بدوم و ...

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 0:21  توسط لیمو تلخ  | 

دی عزیزی گفت حافظ می​خورد پنهان شراب
ای عزیز من! نه عیب آن به که پنهانی بود؟

پ.ن:
گفتم این شاخ ار دهد باری، پشیمانی بود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 2:26  توسط لیمو تلخ  | 

کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد...

پ.ن:
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم؟...

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 1:59  توسط لیمو تلخ  | 

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد «خر» شدم!

پ.ن:
کلن ریده ام...

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 18:34  توسط لیمو تلخ  | 

با کدامين تدبير، آخرين منزل غم را مي توان تخمين زد؟
من دلم مأمن صد رنج تهي بنياد است
زين غم اما به که گفتن بايد؟
رنج بر رنج دلم افزون باد!
من سزاوار غمم!

پ.ن:
دلا خو کن به تنهايی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 15:45  توسط لیمو تلخ  |