![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است، بدین قصه اش دراز کنید
پ.ن:
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید!
چه نقشها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه
پ.ن:
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست .. بیا و بر دل من بین که کوه الوندست
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظرست
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست
من از این بند نخواهم به درآمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سرست
پ.ن:
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول ... معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش
ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن
پ.ن:
جهت خالی نبودن عریضه!
دیگران را تلخ میآید شراب جور عشق
ما ز دست دوست میگیریم و شکر میشود
پ.ن:
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر میشود...
تو خویش درد، گمان بردهای و درمانی
تو خویش قفل، گمان بردهای کلیدستی
پ.ن:
دریغ از تو که در آرزوی غیری تو...
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَةً وَاِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الاَنْهَارُ وَاِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَاِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ
وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.
سپس دل های شما سخت گردید، همانند سنگ یا سخت تر از آن، چرا که از برخی سنگ ها جوی های آب بیرون می زند و پاره ای از آن ها را می شکافد و آب از آن خارج می شود
و برخی از آن ها از بیم خدا فرو می ریزند، و خداوند از آنچه می کنید غافل نیست!
سوره بقره، آیه 74
پ.ن:
سنگ!
این حقیقت است که از دل برود هرآنکه از دیده برفت!
پ.ن:
این حقیقت است که از دل برود هرآنکه از دیده برفت؟