تبليغاتX
من،بی‌نقاب
من، بی نقاب
وب‌نوشته‌های عبدالحمید روزی‌طلب!

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است، بدین قصه اش دراز کنید

پ.ن:
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید!

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 21:59  توسط لیمو تلخ  | 

چه نقش​ها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه

پ.ن:
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست .. بیا و بر دل من بین که کوه الوندست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 17:14  توسط لیمو تلخ  | 

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظرست
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست

من از این بند نخواهم به درآمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سرست

پ.ن:
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول ... معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 22:38  توسط لیمو تلخ  | 

مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش
ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن

پ.ن:
جهت خالی نبودن عریضه!

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 18:14  توسط لیمو تلخ  | 

دیگران را تلخ می​آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست می​گیریم و شکر می​شود

پ.ن:
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر می​شود...

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 22:12  توسط لیمو تلخ  | 

تو خویش درد، گمان برده​ای و درمانی
تو خویش قفل، گمان برده​ای کلیدستی

پ.ن:
دریغ از تو که در آرزوی غیری تو...

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 1:11  توسط لیمو تلخ  | 

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَةً وَاِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الاَنْهَارُ وَاِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَاِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ
وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.
سپس دل های شما سخت گردید، همانند سنگ یا سخت تر از آن، چرا که از برخی سنگ ها جوی های آب بیرون می زند و پاره ای از آن ها را می شکافد و آب از آن خارج می شود
و برخی از آن ها از بیم خدا فرو می ریزند، و خداوند از آنچه می کنید غافل نیست!
سوره بقره، آیه 74

پ.ن:
سنگ!

+ نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387ساعت 1:49  توسط لیمو تلخ  | 

این حقیقت است که از دل برود هرآنکه از دیده برفت!

پ.ن:
این حقیقت است که از دل برود هرآنکه از دیده برفت؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 1:50  توسط لیمو تلخ  |