![]() وبنوشتههای عبدالحمید روزیطلب!
|
گر خر زند لگد به تو، او را مزن لگد
خود را مکن به قيمت بي اعتبار خر!
پ.ن:
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم...
پالان براي عاقل و دانا ندوختند
افسار نيز خوبتر آيد به کار خر!
پ.ن:
احساسات خری ام کاهش یافته که از معایب کار در محیطی است که خریت بر نمی دارد!
انسان کند به سختي خود، خود کشي ولي
هرگز شنيده اي ز کسي انتحار خر؟!
عکس از محمد مظفری نژاد
پ.ن:
گویند: «روزی مردی زارع خرش را می برد به بازار بهر فروش. در میانه راه نهری بود کم آب. هر چه افسار خر کشید از نهر عبور نمی کرد. پیر نکته دانی از مسیر می گذشت. ماجرا را فهمید. عصایش را به آب زد و افسار خر بگرفت و از نهر عبورش داد. مرد زارع جویای ماوقع شد. پیر گفت: خر هیچگاه پای روی عکس خود نمی گذارد.»
جز نقش سُم به خاک چه ماند به روزگار
ديگر ز بعد رفتن خر، يادگار خر!
پ.ن:
افلاک که جز غم نفزایند...
نادان اگر سوار شود بر خر مراد
مانند آن خريست که گشته سوار خر!
پ.ن:
ندارد!
با جاهلان به مصلحتي دوستي مکن
خرتر ز خر، کسي که شود دوستدار خر!
پ.ن:
جناب ع! ما خجالتمان را آنقدر کشيديم که ديگر کش نمي آيد! ديوار را ساخته اند براي همين مواقع که جهت رفع ناراحتي کله مبارک را محکم بکوبي بهش! ما اگر دل سوزي شما را نخواهيم به کي بايد مراجعه کنيم؟ راستي اين قضيه «اطرافیانی برایت مانده واقعا؟ چرا باید دیگران تو را تحمل کنند؟» را از کجا درآوردي؟
گر بيش از اين کِشند ز خر بار بار سنگ
نفرين به صاحبش نکند اين حمار ِ خر!
پ.ن:
۱. گرچه کرگدن ها به تنهایی مشهورند، اما خرها هم تنهایند! تا به حال «گله خر» شنیده اید؟
۲. جناب ع اگر تحمل شما تمام شده اعلام کن تا دیگه اطرافت آفتابی نشم!
۳. اعتمادم به آدم هایی که روزگاری فکر می کردم آدم های بزرگی هستن رو از دست دادم، مثل ع.ع.س، ح.د.آ، ر.ش، س.ب و ....
۴. خرها عقل ندارند و در شرع هم حرجی برشان نیست!
خر در لغت اگر چه به معني بُود بزرگ
کوتاه فکري است ولي اشتهار خر!
پ.ن:
اعتماد خری ام نسبت به اطرافیان ام را از دست داده ام!
جاهل ز عشق هيچ نخواهد به جز وصال
آخِر شود ز سبزه علف، نوبهار خر!
پ.ن:
اي عاشقان! اي عاشقان! ....
بوي از کباب نيست که خر داغ مي کنند
چون لاله نيست هيچ کسي داغدار خر!
پ.ن:
کره الاغ کدخدا، یورتمه می رفت تو کوچه ها...
هر کس رسید بار دگر بر سرش نهاد
هرگز دلی نسوخت به حال فکار خر!
پ.ن:
ما خرها...